![]() |
![]() |
|
| توخودت خوب می دونی اگه کسی به وبلاگت نظرنده قلبت می شکنه اون وقت قلب شکسته منودوباره می خوای بشکونی؟ |
|
|
|
عمریه ازت شنیدم تو مال منی و من مال تو باورم شد انگاری دنیا ست و صدای تو دستای گرمت شفای دستای سردم شده بود نگاهت یه قاب تو ذهن خسته ی منه تو خیالم با تو ساختم یه آشیونه اما تو گریزان بودی از من بی بهونه لحظه های بی تو بودن شادی نداره حاصل بی تو بودن واسه من غم و غصه ست کاش بدونی بی تو این دنیا رو نمی خوام یا بیا یا بدون تا ابد جز تو کسی را نمی خوام
|
|
زندگی ماله تو، مرگ ماله من
راحتی ماله تو، رنج ماله من شادی ماله تو، غم ماله من همه چیز ماله تو
ولی تو ماله من
تو این دنیا دل به کسی نبند.چون این دنیا اینقدر
کوچیکه که نمی شه دو تا قلب کنار هم باشه!!! اگه هم دل بستی هیچ
وقت ازش جدا نشو. چون این دنیا اینقدر بزرگه که نمی تونی پیداش
کنی! |
|
آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاري و بري؟ آخه مگه حرفي زدم زخم زبوني من زدم؟ آره همش بهونه بود مسئله يار ديگه بود دلت هوايي شده بود کارم از کار گذشته بود برو با يارت عزيزم رها کن اين تن منو الهي 100 ساله بشه عشق قشنگت عزيزم اما يه قول بهم بده يارت رو تنها نذاري که مثل من اسير بشه آواره از خونه بشه منم يه قول بهت ميدم يه روز فراموشت کنم قلبمو سنگيش بکنم عشقتو خاکستر کنم اگه يه روز خواستي گلم کسي رو نفرينش کني بگو که مثل من بشه زجر جدايي بکشه... اینقدر واسه تو شعر میگم تا خودکارم تموم بشه میخوام بگم دوستت دارم تا به ابد تا همیشه خدا نکنه اون روزی که من یه بار بی تو باشم تو قلب منی الهی من فدات بشم همیشه آخه بگو دلت میاد بری تنهام بذاری کجا میخوای بی من بری نکنه دوستم نداری وقتی که من بی تو باشم دوست دارم دنیا نباشه تمام زندگی ام تویی محاله بی تو زنده باشم دوست دارم تا به ابد واسه چشات شعر بگم به من بگی دوستم داری بهت بگم دوستت دارم
|
|
سلام دوستان خیلی وقت بود نتونستم به وبلاگم سر بزنم آخه ماه امتحانات هست سخت مشغولم و ... و یه مشکل دیگه که منو خیلی ناراحت کرده اون هم بیماری دوستم با پدرشه. به دیدنش رفتم ولی خیلی حالش بد بود البته بیماری خطرناکی نداره فقط براش دعا کنین هم برای خودش هم برای پدرش. |
|
همیشه عکس نازت رو به رویم نگاه تو دلیل جست و جویم چرا باید تمام حرف ها را بدون تو به تصویرت بگویم
زندگی را مرگ نیست
|
|
زیباترین حرفت را بگو چرا که ترانه ی ما ترانه ی بیهودگی نیست چرا که عشق حرفی بیهوده نیست
در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبت ها صبور صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است
|
|
دست هایم برایت شعر می نویسند اما تو هرگز نخواهی خواند آتش عشق در چشمانم غوطه می زنند ولی تو هرگز نخواهی دید نه .. نه .. تو هرگز مرا نخواهی فهمید و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت و باز تو درک نخواهی کرد |
![]() |
|
ساعت ۳ نصف شب بود که ....صدای دیرینگ دیرینگ تلفن به گوش رسید پسر با عصبانیت تلفن را برداشت و پشت گوشی مادرش بود که با صدای لرزانی گفت:((بیست و سه سال پیش همچین موقعی یه پسری به دنیا اومد که حالا برای خودش مردی شده. پسرم یک ساله که ازت خبری ندارم و حالا با دردسر شماره ات را پیدا کردم. تولدت مبارک.)) پسر که هنوز از تلفن بی موقع مادرش عصبانی بود گوشی را گذاشت و خوابید اما هر کاری کرد خوابش نبرد . آخر از کاری که با مادرش کرده بود پشیمان شد و به سوی خانه ی مادرش به راه افتاد.... در را باز کرد و داخل شد اما چراغ ها خاموش بود. پسر هرچه گفت: ((مادر مادر کجایی؟)) جوابی نشنید.به اتاق مادرش رفت اما... مادرش کنار شمعی نیمه سوخته با صورتی خیس که این گار اشک های چند دقیقه پیش بوده جان سپرده بود حالا آن پسر بود و یک دنیا شرمندگی.....
|
|
خواستم فراموشت کنم قلبم گفت صبر کن خواستم بهت تندی کنم قلبم گفت مکن خواستم بگم که دیگر دوستت ندارم قلبم گفت مگو حالا که رفتی قلبم چیزی نمیگه چون اونو شیکوندی دیگه تنها من موندم و یه جاده ی تاریک...
|
|
هفت تا آسمون پر از گل یاس و میخک با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک یه قلب عاشق با یه حس بی قرار کوچک فقط می خواد بگه دوستت دارم *** دیروز ما زندگی را به بازی گرفتیم امروز او ما را فردا؟
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
سلامی به گرمای خورشید سلامی به زیبایی غروب آفتاب و ... و.... و سلام به اون که منو عاشق خودش کرد و رفت. رفت و دیگه هیچ وقت پیداش نشد. آهای ای کسی که داری این نوشته رو می خونی تو هم قلبت شیکسته؟ تو هم صدای خرد شدن قلبت رو شنیدی؟ |
| آثار به جا مانده ی یک عاشق |
|
هفته سوم فروردین 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|