تبليغاتX
دلی به دریا بزن
توخودت خوب می دونی اگه کسی به وبلاگت نظرنده قلبت می شکنه اون وقت قلب شکسته منودوباره می خوای بشکونی؟
                                                    

          خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

 

آغوش پاركينگي است كه جريمه ندارد ،

 

 بوسه تصادفي است كه خسارتي ندارد
.
.
مياي توي پاركينك من تصادف كني!؟

 

                                *****

 

قلبمو هدیه می کنم بهت مواظبش باش

 

نه به خاطر این که قلبمه

 

به خاطر این که تو توشی

 

 Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

                    Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

                        Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

                           Image hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.comImage hosted by TinyPic.com

                              Image hosted by TinyPic.com                      

+ نوشته شده در  Mon 21 May 2007ساعت 1 AM  توسط دختری در دیار غربت | 

 

+ نوشته شده در  Thu 17 May 2007ساعت 6 PM  توسط دختری در دیار غربت | 

   عمریه ازت شنیدم تو مال منی و من مال تو

 

                                  باورم شد انگاری دنیا ست  و صدای تو

 

    دستای گرمت شفای دستای سردم شده بود

 

                                 نگاهت یه قاب تو ذهن خسته ی  منه

 

     تو خیالم با تو ساختم یه آشیونه

 

                                اما تو گریزان بودی از من بی بهونه

 

      لحظه های بی تو بودن شادی نداره

 

                               حاصل بی تو بودن  واسه من غم و غصه ست

 

    کاش بدونی بی تو این دنیا رو نمی خوام

 

                               یا بیا یا بدون تا ابد جز تو کسی را نمی خوام

 

+ نوشته شده در  Tue 15 May 2007ساعت 0 AM  توسط دختری در دیار غربت | 
      زندگی ماله تو، مرگ ماله من

      راحتی ماله تو، رنج ماله من

      شادی ماله تو، غم ماله من

           همه چیز ماله تو

 

                                     ولی تو ماله من        

                

                          

 تو این دنیا دل به کسی نبند.چون این دنیا اینقدر

 

کوچیکه که نمی شه

 

 دو تا قلب کنار هم باشه!!! اگه هم دل بستی هیچ

 

 وقت ازش جدا نشو.

 

 چون این دنیا اینقدر بزرگه که نمی تونی پیداش

 

 کنی!

               

+ نوشته شده در  Sun 13 May 2007ساعت 4 PM  توسط دختری در دیار غربت | 

آخه چه جور دلت اومد            تنهام بذاري و بري؟

آخه مگه حرفي زدم   زخم زبوني من زدم؟

آره همش بهونه بود   مسئله يار ديگه بود

دلت هوايي شده بود کارم از کار گذشته بود

برو با يارت عزيزم                   رها کن اين تن منو

الهي 100 ساله بشه عشق قشنگت عزيزم

اما يه قول بهم بده     يارت رو تنها نذاري

که مثل من اسير بشه           آواره از خونه بشه

منم يه قول بهت ميدم           يه روز فراموشت کنم

قلبمو سنگيش بکنم  عشقتو خاکستر کنم

اگه يه روز خواستي گلم        کسي رو نفرينش کني

بگو که مثل من بشه  زجر جدايي بکشه...

                                   

اینقدر واسه تو شعر میگم تا خودکارم تموم بشه

میخوام بگم دوستت دارم تا به ابد تا همیشه

خدا نکنه اون روزی که من یه بار بی تو باشم

تو قلب منی الهی من فدات بشم همیشه

آخه بگو دلت میاد بری تنهام بذاری

کجا میخوای بی من بری نکنه دوستم نداری  

وقتی که من بی تو باشم دوست دارم دنیا نباشه

تمام زندگی ام تویی محاله بی تو زنده باشم

دوست دارم تا به ابد واسه چشات شعر بگم

به من بگی دوستم داری بهت بگم دوستت دارم

+ نوشته شده در  Sat 12 May 2007ساعت 11 PM  توسط دختری در دیار غربت | 
 

سلام دوستان

خیلی وقت بود نتونستم به وبلاگم سر بزنم

آخه ماه امتحانات هست سخت مشغولم و ...

و یه مشکل دیگه که منو خیلی ناراحت کرده

اون هم بیماری دوستم با پدرشه.

به دیدنش رفتم ولی خیلی حالش بد بود

البته بیماری خطرناکی نداره

فقط براش دعا کنین

هم برای خودش هم برای پدرش.

+ نوشته شده در  Thu 10 May 2007ساعت 10 PM  توسط دختری در دیار غربت | 

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

همیشه عکس نازت رو به رویم

نگاه تو دلیل جست و جویم

چرا باید تمام حرف ها را

بدون تو به تصویرت بگویم

زندگی را مرگ نیست


مرگ نیز افتادن یک برگ نیست


برگهای افتاده زیر پای درخت


باز می بینی درخت بی برگ نیست


وین منم خشکیده برگی بی رمق


زردگون رخساره ام از درد نیست

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

+ نوشته شده در  Sun 6 May 2007ساعت 7 PM  توسط دختری در دیار غربت | 
 

عاشقت بودم..... یادت هست؟

گفتم که دوستت دارم

گفتی که کوچکی... رفتم تا بزرگ شوم

       اما آنقدر بزرگ شدم که .... که

که یادم رفت عاشقت هستم

                            

 

 

+ نوشته شده در  Fri 4 May 2007ساعت 3 PM  توسط دختری در دیار غربت | 
 

زیباترین حرفت را بگو

چرا که ترانه ی ما

ترانه ی بیهودگی نیست

چرا که عشق

حرفی بیهوده نیست

در کویری سوت و کور

در میان مردمی با این مصیبت ها صبور

صحبت از مرگ محبت 

مرگ عشق

گفتگو از مرگ انسانیت است

 

+ نوشته شده در  Tue 1 May 2007ساعت 2 PM  توسط دختری در دیار غربت | 
 

دست هایم برایت شعر می نویسند

 اما تو هرگز نخواهی خواند

آتش عشق در چشمانم غوطه می زنند

ولی تو هرگز نخواهی دید

نه .. نه .. تو هرگز مرا نخواهی فهمید

و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت

و باز تو درک نخواهی کرد

+ نوشته شده در  Sun 29 Apr 2007ساعت 1 PM  توسط دختری در دیار غربت | 
+ نوشته شده در  Thu 26 Apr 2007ساعت 11 PM  توسط دختری در دیار غربت | 
 

ساعت ۳ نصف شب بود که ....صدای دیرینگ

دیرینگ تلفن به گوش رسید

پسر با عصبانیت تلفن را برداشت و پشت گوشی

 مادرش بود که با صدای

لرزانی گفت:((بیست و سه سال پیش همچین

موقعی یه پسری به دنیا

اومد که حالا برای خودش مردی شده. پسرم یک

ساله که ازت خبری ندارم

و حالا با دردسر شماره ات را پیدا کردم. تولدت

مبارک.))

پسر که هنوز از تلفن بی موقع مادرش عصبانی

بود گوشی را گذاشت و خوابید

اما هر کاری کرد خوابش نبرد . آخر از کاری که با

مادرش کرده بود پشیمان شد

و به سوی خانه ی مادرش به راه افتاد....

در را باز کرد و داخل شد اما چراغ ها خاموش بود.

پسر هرچه گفت: ((مادر مادر

کجایی؟)) جوابی نشنید.به اتاق مادرش رفت اما...

مادرش کنار شمعی نیمه سوخته با صورتی خیس

 که این گار اشک های چند

دقیقه پیش بوده جان سپرده بود

حالا آن پسر بود و یک دنیا شرمندگی.....

+ نوشته شده در  Wed 25 Apr 2007ساعت 4 PM  توسط دختری در دیار غربت | 
 

خواستم فراموشت کنم قلبم گفت صبر کن

خواستم بهت تندی کنم قلبم گفت مکن

خواستم بگم که دیگر دوستت ندارم قلبم گفت

مگو

حالا که  رفتی قلبم چیزی نمیگه  چون اونو

شیکوندی

دیگه تنها من موندم و یه جاده ی تاریک...

 

+ نوشته شده در  Tue 24 Apr 2007ساعت 9 PM  توسط دختری در دیار غربت | 
 

هفت تا آسمون پر از گل یاس و میخک

با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک

یه قلب عاشق با یه حس بی قرار کوچک

        فقط می خواد بگه

دوستت دارم

   ***

دیروز ما

زندگی را به بازی گرفتیم

امروز او ما را

فردا؟

 

+ نوشته شده در  Tue 24 Apr 2007ساعت 1 AM  توسط دختری در دیار غربت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام
سلامی به گرمای خورشید سلامی به زیبایی غروب آفتاب و ... و....
و سلام به اون که منو عاشق خودش کرد و رفت.
رفت و دیگه هیچ وقت پیداش نشد.
آهای ای کسی که داری این نوشته رو می خونی تو هم قلبت شیکسته؟ تو هم صدای خرد
شدن قلبت رو شنیدی؟

پیوندهای روزانه
جدیدترین کلیپ و آهنگ رپ
بی تو اما برای تو
شب های سرد و ساکت
پروانه
اس ام اس و کلیپ موبایل و ......
رپ p
یک استکان چای داغ
((کلیپ.تم.بازی.زنگ موبایل))
Delna Paradise-آچار فرانسه کامپیوتر
سرزمین خنده
آرشیو پیوندهای روزانه
آثار به جا مانده ی یک عاشق
هفته سوم فروردین 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان